{ blue side } part 2
تهیونگ pov
جا خوردم و کامل برگشتم سمتش
"به چه دلیلی؟ من جفتتم"
"خیلی دلایل داره آقای کیم اولن که من دلم نمیخواد بایه قاتل زندگی کنم اگه منم بزنید چی؟ بعدشم اینکه اختلاف طبقاتی بی داد میکنه ، با ساعتی که دستتون انداختین میشه دست کم ده از خونهی منو خرید و نمیخوام اطرافیان شما منو از این بابت مورد تحقیر قرار بدن بعدشم تر اینکه من مریضم و زندگیم عادی نیست بعدشم تر تر واقعا وسط مشکلاتم نمیخوام با گرگم که توسط جفتش اذیت شده و بهش بی محلی سر و کله بزنم اینا دلایل اصلیه ، اگه بازم میخواد فرعی هارم بگم "
اگه بهش میگفتم موقع حرف زدن فقط محو چشمای و صورتش شده بودم لیوانو توی سرم خورد میکنه ؟
" آ ببین__"
"امیدوارم شخص با ارزش و دوست داشتنی سر راهتون قرار بگیره ، واقعا متاسفم...اما اگه منو بشکنین دیگه سر پا نمیشم ، میدونین که امگاهای اصیل از جفتشون چه آسیبایی میبینن . شما خب...خب خیلی تایپ منین ، اما من قلبم از بس شکسته که دست هیچکس نمیدم تا دست کسی بریده نشه پس... "
جونگ کوک pov
بغض کردم و سرنوشت آوردم پایین
"پس براتون آرزوی خوشبختی میکنم "
تعظیم خیلی با احترامی کردم از پیشش رفتم ؟
تهیونگ pov
بهت تبریک میگم تهیونگ کارت در اومد بعد عمری جفتتو پیدا کردی اونم با چهار تا دلیل منو اینجا مثل برگ گل محمدی فروخت و رفت وا
من ناز نمیکشم ، دوسش دارم اما حتی به جرئت میتونم بگم اینکارو نمیکنم ، هرگز کیم تهیونگ که همه عین سگ ازش میترسن نمیره ناز یه پسر بچهی فسقلی و خوشگل و ناز و درد کشیده و بی نهایت زیبا رو بکشه
three months later
با گرفتن دسته گلی از گل فروشی مورد علاقم رفتم سمت اون بار حرکت کردم و با دیدن تغیراتی که داشت نگاه کردم اون صحنه های افتضاح پاک شده بود ، این بار معمولا برای کسایی بود که تازه به سن قانونی رسیده بودن دفعات اول میومدن بار مناسب شده بود خدمه راضی بودن
رفتم داخل و پشت سر جونگ کوک وایسادم
"سلام جونگ کوکا"
"آقای کیم؟ بازم گل ؟"
آره خب داشتم ناز میکشیدم ، ارزششو داشت و من همیشه در طول زندگیم برای چیزای با ارزش جنگیدم
"این بار گل خالی نیست میخوام ازت در خواست کنم باهام به یه جایی بیای بعد این همه لجبازی که کردی و واسه همه چیز یه دلیل منطقی آوردم برات فکر میکنم حقم باشه که باهام تا یه جایی بیایی"
جونگ کوک pov
نمیخواستم و نمیتونستم بهش نه بگم ، چون برای تمام دلایلی که برای اون آورده بودم که ردش کنم براش به خوبی دلیل آورده بود و منم بی میل نبودم
"قبول میکنم که بریم اما لطفا بزارید از آقای جانگ اجازه بگیرم "
تهیونگ pov
اول بهم گفت که اختلاف طبقاتی ، این کلام رو در نطفه خفه کردم و نزاشتم فکر کنه که برام مهمه بعدم گفت که احساس امنیت نمیکنه پیشم و کلی دلیل و مدرک آوردم که به افراد خوب تا حالا آسیبی نرسوندم و نمیرسونم بعد بحث اینکه میگفت مریضه درسته ms داشت و منم گفتم تمام تلاشم رو میکنم تا خوبش کنیم و هیچ وقت به خاطر همچین مسئله ای ترکش نمیکنم ، بعد هم بابت اینکه اگه با هم کنار نیومدیم آروم از هم جدا میشیم که به گرگش آسیب نرسه
باهم سوار ماشین شدیم و به سمت سوپرایز حرکت کردم
این پارت فقط و فقط به امید و انگیزه النای عزیزم که پارت قبل نوشته بود جاوید شاه آپ شد ، دمتم گرم
از جاوید نام نیما پارسا یاد میکنیم ، بیست و هفت سالش بود و تدریس زبان ایتالیایی میکرد . ویدئو هاش رو بدون کسب درآمد داخل یوتیوب میزاشت تا مردم استفاده کنن نوزده دی به ضرب گلولهی جنگی قلب پاکش از تپش افتاد
مادر نیما میگفت پسر من نیازی به فاتحه نداره و خیلی پاکه . میگفت مایه افتخاره که نیما پسرشه و بله راست میگفت تمام جاوید نام های ما پاک تر از هر چیزی بودن
یادش تو قلبمون بمونه واقعا ، خوب بخوابی پسر خوش قلب و عزیزم🖤🖤
جا خوردم و کامل برگشتم سمتش
"به چه دلیلی؟ من جفتتم"
"خیلی دلایل داره آقای کیم اولن که من دلم نمیخواد بایه قاتل زندگی کنم اگه منم بزنید چی؟ بعدشم اینکه اختلاف طبقاتی بی داد میکنه ، با ساعتی که دستتون انداختین میشه دست کم ده از خونهی منو خرید و نمیخوام اطرافیان شما منو از این بابت مورد تحقیر قرار بدن بعدشم تر اینکه من مریضم و زندگیم عادی نیست بعدشم تر تر واقعا وسط مشکلاتم نمیخوام با گرگم که توسط جفتش اذیت شده و بهش بی محلی سر و کله بزنم اینا دلایل اصلیه ، اگه بازم میخواد فرعی هارم بگم "
اگه بهش میگفتم موقع حرف زدن فقط محو چشمای و صورتش شده بودم لیوانو توی سرم خورد میکنه ؟
" آ ببین__"
"امیدوارم شخص با ارزش و دوست داشتنی سر راهتون قرار بگیره ، واقعا متاسفم...اما اگه منو بشکنین دیگه سر پا نمیشم ، میدونین که امگاهای اصیل از جفتشون چه آسیبایی میبینن . شما خب...خب خیلی تایپ منین ، اما من قلبم از بس شکسته که دست هیچکس نمیدم تا دست کسی بریده نشه پس... "
جونگ کوک pov
بغض کردم و سرنوشت آوردم پایین
"پس براتون آرزوی خوشبختی میکنم "
تعظیم خیلی با احترامی کردم از پیشش رفتم ؟
تهیونگ pov
بهت تبریک میگم تهیونگ کارت در اومد بعد عمری جفتتو پیدا کردی اونم با چهار تا دلیل منو اینجا مثل برگ گل محمدی فروخت و رفت وا
من ناز نمیکشم ، دوسش دارم اما حتی به جرئت میتونم بگم اینکارو نمیکنم ، هرگز کیم تهیونگ که همه عین سگ ازش میترسن نمیره ناز یه پسر بچهی فسقلی و خوشگل و ناز و درد کشیده و بی نهایت زیبا رو بکشه
three months later
با گرفتن دسته گلی از گل فروشی مورد علاقم رفتم سمت اون بار حرکت کردم و با دیدن تغیراتی که داشت نگاه کردم اون صحنه های افتضاح پاک شده بود ، این بار معمولا برای کسایی بود که تازه به سن قانونی رسیده بودن دفعات اول میومدن بار مناسب شده بود خدمه راضی بودن
رفتم داخل و پشت سر جونگ کوک وایسادم
"سلام جونگ کوکا"
"آقای کیم؟ بازم گل ؟"
آره خب داشتم ناز میکشیدم ، ارزششو داشت و من همیشه در طول زندگیم برای چیزای با ارزش جنگیدم
"این بار گل خالی نیست میخوام ازت در خواست کنم باهام به یه جایی بیای بعد این همه لجبازی که کردی و واسه همه چیز یه دلیل منطقی آوردم برات فکر میکنم حقم باشه که باهام تا یه جایی بیایی"
جونگ کوک pov
نمیخواستم و نمیتونستم بهش نه بگم ، چون برای تمام دلایلی که برای اون آورده بودم که ردش کنم براش به خوبی دلیل آورده بود و منم بی میل نبودم
"قبول میکنم که بریم اما لطفا بزارید از آقای جانگ اجازه بگیرم "
تهیونگ pov
اول بهم گفت که اختلاف طبقاتی ، این کلام رو در نطفه خفه کردم و نزاشتم فکر کنه که برام مهمه بعدم گفت که احساس امنیت نمیکنه پیشم و کلی دلیل و مدرک آوردم که به افراد خوب تا حالا آسیبی نرسوندم و نمیرسونم بعد بحث اینکه میگفت مریضه درسته ms داشت و منم گفتم تمام تلاشم رو میکنم تا خوبش کنیم و هیچ وقت به خاطر همچین مسئله ای ترکش نمیکنم ، بعد هم بابت اینکه اگه با هم کنار نیومدیم آروم از هم جدا میشیم که به گرگش آسیب نرسه
باهم سوار ماشین شدیم و به سمت سوپرایز حرکت کردم
این پارت فقط و فقط به امید و انگیزه النای عزیزم که پارت قبل نوشته بود جاوید شاه آپ شد ، دمتم گرم
از جاوید نام نیما پارسا یاد میکنیم ، بیست و هفت سالش بود و تدریس زبان ایتالیایی میکرد . ویدئو هاش رو بدون کسب درآمد داخل یوتیوب میزاشت تا مردم استفاده کنن نوزده دی به ضرب گلولهی جنگی قلب پاکش از تپش افتاد
مادر نیما میگفت پسر من نیازی به فاتحه نداره و خیلی پاکه . میگفت مایه افتخاره که نیما پسرشه و بله راست میگفت تمام جاوید نام های ما پاک تر از هر چیزی بودن
یادش تو قلبمون بمونه واقعا ، خوب بخوابی پسر خوش قلب و عزیزم🖤🖤
- ۲.۷k
- ۰۷ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط